نویسه جدید وبلاگ

متن نویسه...

% متن های بسیار زیبا نوحه و مرثیه محرمی برای مداحان(فارسی و عربی)

یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم
از غمت خون دل شد غذایم عاشقم عاشق کربلایم
یا حسین جان فداى سر تو جان علی أکبر تو
یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم
بر سر راه دلبر نشینم روى نورانیش را ببینم
غنچه اى گل زروى اش بچینم با شد این آرزو مدعایم
خون دل جارى از دیدهایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم
روز وشب نالم اندر فراقت
گشته ام همچو مجنون زداغت
یا حسین اى گل باغ زهرا بحق بابت علی عشق دلها
کن روا حاجت شیعیان را بر در لطفت چن کدایم
من غلام شاه عالمینم آرزومند کوى حسینم
روز وشب در غم وشور وشینم
بهر عباس اش اندر نوایم
یا حسین با غمت آشنایم عاشقم عاشق کربلایم
من اگر پادشه یا گدایم عاشقم عاشق کربلایم

هرکى میاد پیشم میگه دارم میرم کربُبلا
دارم میرم پیش آقا میرم بسوى نینوى
میگه دارم میرم سفر دعا بکن مسافرم
چیزى میخواى بهم بگو برات از انجا بیارم
از هجر کربلات آقا دیگه دارم دق میکنم
اگه بگذارى من بیام دلم رو عاشق میکنم
حالا که دست روزگار بصورتم سیلى زده
جواب زشتى منو آقا تو با بدى نده
أمیرم أمیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم
از هجر کربلاىَ تو موهام داره سپید میشه
دیگه داره از آمدن خسته ونا امید میشه
بگو به من تا کى آقا در انتظارش بشینم
تا کى دلم رو خوش کنم عکس حرم را ببینم
ندیدن صحن وسرات بتَّر از این غم نمیشه
ببر منو کرببلات چیزى ازت کم نمیشه
نگاه بکن یه خسته دل داره التماس میکنه
دلش هر لحظه هوَسَ حرم عباس میکنه
تو رو قسم به کى بدم به مادرت یا به حسن
تو رو بجون زینبت روى منو زمین نزن
گره کار من فقط با دستاى تو وا میشه
اگه شما بخواى آقا نصیبم کربلا میشه
امیرم امیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم
اگه تو نخواى منو تو دنیا آواره میشم
یه فقیر دور گرد بى کس وبى چاره میشم
اما سخته از شما ارباب حسین جدا شدن
از شما جدا شدن یعنى آقا پناه شدن
أمیرم أمیرم نبینم کربلاتُ من میمیرم

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود
جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ‌ کس در گوشه ویران به یاد ما نبود
دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رُخَت پیدا نبود
جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود
دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت
عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود
جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند
ذره‌ای رحمُ و مروت در دل آنها نبود
دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر
سیّد سجاد زین‌العابدین آنجا نبود
جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود
دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود
جان بابا من دویدم زجر هم می ‌زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود
دخترم من از فراز نی نگاهم با تر بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود
جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود
ورنه یک لحظه‌ غافل دلم بابا نبود
———————————————–
شبی ساکت و دلگیر
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر
وهنگام اذان بود که پیچید در آفاق، همه جا نغمه ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش
و مشغول دعا باش
که آن لحظه بود لحظه ی شیرین اجابت
و باز است به درگاه الهی در رحمت
شدم غرق عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یا رب تو رهایم کن از این بند
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم
سلام على أرض کربلاء
همان‌ جا که دل از سوز فراقش شده بی‌تاب
همان‌ جا که زده دست به دامان زمین خوشه ی مهتاب
همان وادی سوز و عطش و درد
همان وادی شرمندگی آب
همان وادی پاک حرم حضرت ارباب
همان‌ جا که زمینش همه نور است حضور است
حماسه است، غرور است پر از شور و شعور است
شرفمند‌تر از وادی طور است
و فرش حرمش از پر حور است
وبر مهدی زهرا همه شب راه عبور است
همان‌جا که حرم خانه ی دل هاست
وعشقش همه در آب و گل ماست
عبادتگه موسی است
دخیل حرمش حضرت عیسی است
زیارتگه زهراست، و زیباست
خدا محو تماشاست
که یک سو حرم شاه، و یک سو حرم حضرت سقاست
سلام علی ارض کربلا
مکانی که قدم‌ رنجه نموده است گل یاس
تمامش کند از عشق و احساس
به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش پر الماس
همان کعبة کوچک کف‌العباس
مکانی که در آن عشق زند موج لبانت
همان‌ جا که زند پر دل من هر دم و هر شب
همان‌ جا که به خاکش همه جا هست
نشان از قدم محترم حضرت زینب
همان خاک که بدر واحد وخندق واحزاب وحنین است
همان جان که زمین معرکه ی عشق حسین است
خیابان بهشتی که معروف به بین‌الحرمین است
دوباره به سما رفت شررهای دعایم
وگفتم به خدایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم
سلام على أرض کربلاء
————————————————–

گویا غم عشق پایان ندارد – درد جدائى درمان ندارد
از داغ جانان با قلب سوزان – اندوه هجران پایان ندارد
چشم انتظار میمونم – تا ازسفر بیائى
بى تو دلم میگى ره – بسه دیگه جدائى
این همه بى قرارى – کارِ همیشگیمه
تا جون دارم میخونم یابن الحسن کجائى
هستم مدیونت حُرِّ مجنونت – با آبرو کن آقاى من
در پناه تو با نگاه تو – دل زیر ورو کن آقاى من
با حالى خسته به محضر تو بَبین رو کردم آقاى من
من عذر میخواهم با تو بد کردم اى دلبر من آقاى من
حق دارى بگى برو از جلوىَ چشام
حق دارى بگى برو من تورو نمى خواهم
حق دارى اگه تو غم هام بذاریم تنها حق دارى
من از این لحظه وعده به تو میدم
که همیشه پاى تو بمونم
بده یه فرصتى به من آقا
که اینو برایت نشون بدم

—————————————————————

عباسم و خون حسین در بدن دارم
صد باغ گل بر پیکر از زخم تن دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
اگر شود نشان تیر چشم خونبارم
دست از حسین ابن علی برنمی‌دارم
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
دریا ز خونِ دیده‌ام گشته گلباران
پیشانیم را بشکنید ای ستمکاران
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
سقّایم و جاری بود خون ز کام من
در محضـر زهـرا بود این کلام من
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
در موج دریا بر تنم، التهاب افتاد
تصویر لبهای حسین روی آب افتاد
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
بر کام خشک تشنگان میکنم زاری
اشک سکینه گشته از چشم من جاری
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
با آنکه در دریای آب لب نکردم تر
خجلت ز اصغر می‌کشم تا صف محشر
با حسینم تا که هستم، این دو چشمم، این دو دستم
غلامرضا سازگار
—————————————————–

تو توی طومار زوارت اسم مو ننــــــــــــــــــــــــدازی از قلم ثار الله
هجر تو دیدم من قسمت میدم من به همون دستا که شد قلم ثاراللههمیشه رؤیای ضریحت.. کشـــــونده تا پای ضریحت
میزنم اخرش یه روزی.. بوسه بجای جای ضریحتاربابم اربابم

پرستوی قفص کشیدم .. از این زمونه دست کشیدم
نفس نفس زدم برا تو .. تو روضهات نفس کشیدم
اربابم اربابم ..حسین حسین جان

***

تو بیـا عفـوم کـن اربـابم میــدونم یــک عمـــــره شــده ام ســربــارت
بی تو از دست میرم اره که می میرم اخ تو شاه و من نوکر در باره

همیشه دادیم اب و دونه .. کیه کــــه قدر تو بدونه
تو اسم من یه دنیا داری .. اما خدت یکی یه دونه

اربابم اربابم

یه عمر کشیدی جور من رو .. یه عمر گرفتی دور من رو
قرارامو یـــــــــــــــــادم نرفته .. وقــف تو کردم این بدن رو
اربابم اربابم..حسین حسین جان

***

پسرت مهدی هر روز وشب خون بگرید بهرت یا حسین مولانا
کرده این بد عادت می زدیم از بادت این توسل را تو فتقبل منا

حالا که ثبت اســـــممون در .. زمریه نوکراتون ارباب
چه خوبه که به دست دیدی .. نمره نوکراتون ارباب

اربابم اربابم

اگه شـــــکسته هر دو بالم .. ولی بازم به تو می بالم
فقط ازت میخوام یه چیزی ..به این و اون ندی حوالم
اربابم اربابم..حسین حسین جان
وصـه بـالزهره الرسول  أصحابه – و خـانـتـه یا وسف بعد  إغیابه
بـالـقـیامه لو یناشدها  اشتقول – لیش  ظلمت  فاطمه الزهره  البتول
واویلی واویلا  واویلی واویلا
سـمـعـوا المختار وصى  بفاطمه – بعد وصـه  بحیدر حامی  الحمه
فـرض  هـذا  و نزله رب  السمه – و بـیـه آیـات و سـور  بکتابه
واویلی واویلا واویلی واویلا
سـمـعـوا الهادی الرسول المؤتمن – قـال  أحـب الناس إلی أم الحسن
و  بقت  هلجلمه عله السان  الزمن – أثـر  عـن هـم الـنبی و  اعتابه
واویلی واویلا واویلی واویلا
مـن  بـعد ما منعوا اعلیها  الدمع – و الـعـمر قضته الزهره بیا  وضع
تـون لـیل انهار من کسر  الضلع – و الـظـهـور الحجه یبقه إصوابه

———————————————————————–

یا بشر أخبرنی عن حالة المولى هل جسمه دامٍ و رأسه یُهدى
قد جاء بشر یحمل الخبر فکیف لاقته و لاقاها – قد قتل الحسین یا ویلی فارقنا و جاور الله
قف و تمهل أیها الناعی فالنعی قد مزق أحشاها – رفقًا بها فالخطب قد أذهلها ضحت و ما أغلى ضحایاها
تسأل عن قتل الحسین و ما تسأل عن مصرع أبناها – سیدة الإصرار و قمة الإیثار فی کل عاصفة ملهمة الأحرار
هی الأم التی سکنت و عاشت فی شرایینی – و سالت حین سال دمی و ثارت فی براکینی
أموت أنا فأُحییها و بالإیثار تحیینی – أنا ما مـت ظمآن فمازالت تروینی
**********
یا بشر أخبرنی عن حالة المولى هل جسمه دامٍ و رأسه یُهدى
**********
سألت ما أجابنی أحدٌ أم البنین من یضاهیها – أشهد کربلاء أن لها قتلى توارت فی أراضیها
أبناؤها صرعى و ما جزعت و الله فی الحشر سیجزیها – تفدی الحسین بالبنین و ما أعز من تفدی بأهلیها
و فاطم سوف تردوا لها جمیلها یوم تُلاقیها
تبث شکواها تنادی مولاها – و قلبها دام من عظم بلواها
على الأشهاد ترفعها و یُعصر قلبها آلما – وفاء للذی ضحى بکفیه و ما هزمــا
سقى الأجیال عزته و روى کربلاء دمى – هوى فی الأرض منجدلا و لکن بالفداء سمى
**********
یا بشر أخبرنی عن حالة المولى هل جسمه دامٍ و رأسه یُهدى

—————————————————————————-
آره والله زندگیمو بدون بابام عذابه
غم تو منو سوزونده زپاهام طاقت نه مونده
دیگه چشمام نمى بینه اثر سیلی همینه
خیمه ى مارا سوزوندن ماها را خارجى خوندن
سر تو به نى نشندند منو رو خاکا کشوندن
بابا جونم چند روزه غذا نخوردم من به عشق تو نمردم
بابا جونم هر جا اسم تو مى بوردم بخدا سیلى میخوردم
بابا جونم بابا جونم
بابا جون مهربونم چرا لب هات پر خونه
آره آره یادم افتاد جاى نیش خیزرونه
روى نى سر عمومه دلمو ز ریشکنده
چرا تا منو مى بینه  عمو چشماشو مى بنده
کمکم کن عمه زینب جون من رسیده بر لب
کمکم کن دستمو بگیر بلند شم  آخه مهمون داریم امشب
کمکم کن کمکم کن
کمکم کن عمه زینب دوتا چشمامو نمى بینه
بوى عطر بابا جونم بگمونم که همینه
خیمه ى مارا سوزوندن ماها را خارجى خوندن
هرچى التماس مى کردیم مارا رو خاک ها کشوندن
بابا جونم تا بهش گفتم چرا تو منو میکشى رو خاک ها
بابا جونم دشمنت میخندید وگفت هستى تو شبیه زهرا
آره والله زندگیمو بدون بابام عذابه

————————————————————————-

می دونم کثیف شـدم غرق گناهم
دروغه اگه بگم که رو بــه راهم
یکی تو دلم می گه رویات سرابه
زیارت توی حرم فقـــط یه خوابه
نذار بسوزم تو غمها آقا جونه رقیه
بذار که بیام به کرببــــلا جونه رقیه ***
همه من رو نوکر شما می دونن
ولی ریخته پیشتون آبــــروی من
به خودم می گم که تقدیرم همینه
همیشه پیش شما سرم پائیــــــنه
نذار آبروم بریزه اقا جونه ابا الفضل
بذار بمیرم تو کرببلا جون ابا الفضل

——————————————————————-

حسین علیک هذه الأرضُ تبکی والسماءْ
حسین تفطّرت بأدمُعٍ من الدماءْ
حسین حتى الجماد دمعُه تکلما
حسین وباسمِک القرآنُ حُزناً أقسمى
غریب سلیب تریب بکربلاءْ
ذبیح  عفیر خظیب من الدماءْ
بقى دمُکَ من مجراهُ
الا سبحانَ من زکّاهُ
فقد مِنکَ احتواهُ اللهُ
فینا بقت ذکراهُ لن ننساهُ
حسین کم مرةٍ قُتلت فی زمانِنِا
حسین وکم علیکَ صُوِبتْ سِهامُنا
حسین وکم علیک قد وطَتْ خُیولُنا
حسین نُحِرتَ یا مولای مِن ذُنوبِنا
وما جَرى بنا من الدُموعِ
علیک کَم جَرَتْ على الضُلوعِ
یدٌ تلطُم مِنا الصدرا
علیکْ وذنبُا بالأُخرى
فکیْف نَرجوا بهذا الأَجرا
نطْلُبُ مِنکَ العُذْرا  یا إبنَ الزهراءْ






گزارش تخلف
بعدی